محمود بهشتی لنگرودی
آموزش و پرورش مظلوم ، فریا د تشکل ها ، بغض وزیر ، امنیت ملی و وعده های سرخرمن !!
فرهنگیان هنوز دوران شهرداری آقای احمدینژاد را از یاد نبردهاند. دورانی که وی در مقام تلاش فراوانی نمود تا با اهداء لوازم آزمایشگاهی و ورزشی به مدارس، تجهیز کتابخانههای مدارس، اهدای بنهای 25 هزارتومانی به فرهنگیان و ... چهرهای موجه و شایستهی ریاست جمهوری از خود به نمایش بگذارد.
و همین تلاشها باعث شد تا تعداد زیادی از فرهنگیان که در زمینهی رفع مشکلات آموزش و پرورش و بهبود معیشت فرهنگیان به وعدههای او دل خوش کرده بودند نقش موثری در انتخاب ایشان به عنوان رئیس جمهور کشور ایفا نمایند.
احمدینژاد پس از تصدی پست ریاست جمهوری نیز دست از وعده و وعید برنداشت و در دیدار با 5 تن از اعضای هیأت مدیره کانون صنفی معلمان ایران، امیدهای جدیدی برای جامعهی فرهنگیان ایجاد نمود که از آنجمله میتوان به وعدههایی همچون: افزایش قدرت خرید معلمان، حل مسائل معلمان یک بار برای همیشه، در اولویت قرار دادن مسائل آموزش و پرورش و در رأس قرار دادن وزیر مربوطه و حتی فروش کارخانهها برای پرداخت مطالبات فرهنگیان اشاره نمود.
رئیس دولت نهم همچنین در جلسهی رأی اعتماد به آقای اشعری که انتخاب وی حتی نمایندگان اصولگرای مجلس را شگفتزده کرد نکاتی را مطرح نمود که بسیار حائز اهمیت است:
«ما برنامههای فراوانی برای آموزش و پرورش داریم. دقت کنید امروز بزرگترین معضل آموزش و پرورش که در جلوی چشم ماست بحث معیشت فرهنگیان است. به نظر من باید با همت دولت و مجلس یکبار برای همیشه ما این معضل را برطرف کنیم، آن وقت خواهید دید که نگاه فرهنگی چه تحولاتی در آنجا ایجاد خواهد کرد... آموزش و پرورش مهمترین وزارتخانه کشور است و اگر این وزارتخانه آباد شود همه کشور آباد میشود و در غیر اینصورت چیزی نخواهیم داشت.»
اما علیرغم تلاش ها، اشعری نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد و رئیس جمهور برای این پست فرد دیگری را که سالها از پستهای مدیریتی آموزش و پرورش فاصله گرفته بود به مجلس معرفی کرد. فرشیدی در صحن علنی مجلس ظاهر شد و وعدههایی داد که بسیاری از نمایندگان را به تعجب وا داشت:
«دادن دو ماه پاداش به معلمان، ارتقای سطح معیشت معلمان، ایجاد تریبونی آزاد برای فرهنگیان، تأسیس بیمه فرهنگیان، فراهم نمودن شرایط برای نظارت معلمان و تشکلهای صنفی بر صندوق ذخیره فرهنگیان، تغییر اساسنامه صندوق و ...»
قطعاً این برنامهها و وعدهها بدون هماهنگی با رئیس جمهور مطرح نشده بود و حتی خود رئیس جمهور نیز در مقام دفاع از فرشیدی سخنان مهمی مطرح نمود ازجمله :
«انشاء ا... آموزش و پرورش از حوزه سیاسی، جناحی و گروهی خارج خواهد شد. آموزش و پرورش مثل سایر دستگاهها و بالاتر از همه دستگاهها و صد در صد ملی است و کسانی که در آموزش و پرورش کار میکنند سمّ مهلک است که به فکر این و آن گروه یا این و آن جناح باشند. آموزش و پرورش متعلق به نسلهای آینده، متعلق به انقلاب و متعلق به آرمانهاست.»
ماهها گذشت و انتظار فرهنگیان، تشکلهای صنفی و نمایندگان مجلس برای اجرایی شدن وعدههای رئیس جمهور و وزیر متبوعش محقق نشد. معلمها با تردید منتظر تحقق وعدههای رئیسجمهور بودند اما ناگهان در اواخر سال 85 و در حالی که تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری مراحل نهایی خود را سپری میکرد نامه معاون اول رئیس جمهور آب پاکی را بر دست معلمان ریخت و تصمیم دولت برای استرداد لایحه خدمات کشوری همه را بهت زده نمود. متعاقب آن اعتراضات معلمان و تشکلهای صنفی آغاز شد و تجمعات گستردهای به صورت مسالمتآمیز در مقابل خانهی ملت شکل گرفت. دولت با دستپاچگی انصراف خود را از استرداد لایحه اعلام و در نهایت با سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز معلمان قائله را خاتمه داد.
معلمان فعال و تشکلهای صنفی هزینههای سنگینی در این دوره پرداخت کردند که صدور احکام قضایی و تخلفات اداری را
میتوان بخشی از این هزینهها قلمداد کرد. رئیس جمهور در برابر ضرب و شتم معلمان سکوت اختیار نمود و وزیر وی به کلی ضرب و شتم معلمان را انکار نمود و این در حالی بود که بخشی از این برخوردها در مقابل دیدگان او انجام گرفته بود.
استیضاح فرشیدی میتوانست اندکی از رنجهای معلمان بکاهد اما دفاع جانانه رئیس جمهور از ایشان مانع از سقوط وی شد و فرشیدی مغرورانه به ساختمان سپهد قرنی بازگشت. اما پس از چند ماه آقای هاشمی ثمره به نیابت از رئیس جمهور نزد فرشیدی رفت و او را وادار به نوشتن استعفا نمود و فرشیدی که برای حفظ صندلی وزارت حاضر شده بود تا به هر ذلّتی تن دهد بدون کمترین مقاومت استعفای خود را نوشت و پست وزارت را به همراه وعدههای داده شده به علی احمدی که از فارغالتحصیلان دانشگاه علم و صنعت و از یاران و نزدیکان رئیس جمهور بود تحویل داد.
انتظار این بود که علی احمدی برای جلب اعتماد از دست رفته فرهنگیان به دلجویی آنان اقدام نماید و به عنوان اولین گام با لغو احکام تخلفات اداری همکاران فرهنگی این قشر فرهیخته را به سوی خود جلب نماید اما این خیال خام محقق نشد و علی احمدی نیز همچون اسلاف خود به طرح شعارهای کلی که نشان دهندهی عدم شناخت وی از مسائل آموزش و پرورش بود بسنده کرد.
اصلاحات علی احمدی با ارائه طرح ساماندهی نیروی انسانی آغاز شد اما این طرح آنچنان عجولانه و غیر کارشناسانه تهیه و تنظیم شده بود که به سرعت با واکنش تند مجلس و تشکلهای صنفی مواجه و با عقبنشینی گام به گام وزیر، چیزی جز شیر بی یال و دم و اشکم باقی نماند.
علی احمدی که در اولین تجربه خود به دلیل عدم حمایت دولت و مجلس با شکست مواجه شده بود و در حصار مشکلاتی همچون استخدام معلمان حقالتدریس، مطالبات انباشته فرهنگیان، نابسامانی نیروی انسانی، اتلاف بودجه آموزش و پرورش بر اثر سوء مدیریت، پاداش بازنشستگان و بالاخره در رأس آنها کسری بودجه گرفتار شده بود کم کم لب به اعتراض گشود و انتقاد از دولت و مجلس را آغاز کرد به طوریکه بیتوجهی دولت و مجلس به مشکلات آموزش و پرورش خصوصاً در امر بودجه و کسری 60 درصدی آن علی احمدی را به منتقد واقعی دولت و مجلس تبدیل کرد.
اولین انتقاد علی احمدی متوجه بودجه آموزش و پرورش شد و وی صراحتاً اعلام کرد که با وجود اختصاص 93 درصد اعتبارات جاری آموزش و پرورش به حقوق و دستمزدها، عملاً امکان هرگونه نوآوری و خلاقیت در آموزش و پرورش گرفته شده است. وی این نسبت را در کشورهای دیگر حداکثر 70 درصد عنوان کرد.
علی احمدی ضمن مقایسه سرانه دانشآموزی در ایران و برخی کشورهای همتراز نسبت به پائینبودن سرانه دانشآموزی اعتراض کرد: «در ایران متوسط سرانه دانشآموزی 599 دلار است در حالی که این رقم در کشور مالزی 1293 دلار، در تونس 1534 دلار و در کره جنوبی 3754 دلار است»
وی در گفت و گویی که با اعضای فراکسیون فرهنگیان مجلس در باشگاه فرهنگیان داشته اظهار میدارد که: «من برای کسری بودجه آموزش و پرورش چند بار بغض کردهام، ذلیل شدهام و استیصال من را به این روز انداخته است.» علی احمدی در ادامه میگوید: «به جرأت میگویم، رجال سیاسی گاهی اوقات حرفهایی که در انظار عمومی میزنند با عملشان در جلسات اجرایی فرق دارد.» «عدهی زیادی میگویند که بگذارید آموزش و پرورش بدهی داشته باشد و به همین روش اداره شود تا در طول سال این مشکل حل شود.»
«معلمان وقتی میبینند که به کارکنان بعضی از دستگاههای دیگر به اندازه دو ماه از حقوقشان پاداش تعلق میگیرد و آموزش و پرورش حتی 80هزار تومان نیز به عنوان پاداش به آنان نمیدهد احساس میکنند که حقشان از بین رفته است»
علی احمدی که از بیتوجهی دولت و مجلس نسبت به مشکلات آموزش و پرورش به شدت عصبانی است ادامه میدهد:
«ما را بین طرح و لایحه مثل توپ فوتبال بین دولت و مجلس پاسکاری میکنند... نصف کارمندان دولت در آموزش و پرورش فعالیت میکنند و فقط یک رأی به وزیر آموزش و پرورش دادهاند. وقتی که میخواهم سخن بگویم همه سر تکان میدهند و میگویند ما کار داریم و تو باز میخواهی بحث کسری بودجه را مطرح کنی»
وی همچنین در پاسخ به عدهای از اعضای فراکسیون فرهنگیان که عنوان میکردند باید برای بودجه آموزش و پرورش زودتر اقدام میکردید میگوید: «هرکاری را که آن موقع میخواستید بکنید الآن انجام دهید.»
افشاگریهای علی احمدی به دلیل صراحتی که در بیان سخنانش مشاهده میشود قطعاً قابل توجه است و جا دارد تشکلهای صنفی فرهنگیان این اقدام ایشان را به فال نیک گرفته و رایزنیهای لازم را برای گفت و گوی حضوری با ایشان انجام دهند. اما فراموش نکنیم این سخنان سند روشنی است بر مظلومیت آموزش و پرورش، معلمان و تشکلهای صنفی که قربانی اصلی مشکلات گذشته، حال و آیندهی آموزش و پرورش هستند.
به نظر حقیر مخاطب اصلی سخنان وزیر را میبایست شخص رئیس جمهور و نمایندگان مجلس قلمداد کرد که بر خلاف وعدههای داده شده به وظایف خود در رابطه با آموزش و پرورش و فرهنگیان عمل نکردهاند تا حدی که وزیر مورد اعتماد آنها نیز به فریاد و فغان میآید و با شکستن بغض خود اسراری را که تاکنون دیگران طرح و بیان آن را به مصلحت نظام نمیدانستند بر زبان میآورد. کاش شخص وزیر در فرصت کوتاه باقی مانده گام محکمتری در جهت جلب اعتماد فرهنگیان بردارد و با صدور دستور لغو تمامی احکام اداری فرهنگیانی که همین حرفها و دردلهای وزیر را طی سالهای گذشته فریاد کردهاند، به دلجویی از آنان بپردازد
نظرات 3 هیئت مدیره / مقاله جمعه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت
.gif)

